آخرین هوار
شعر
ماه را یقه کرده ام برای پیراهن شب ! دکمه را ببند ؛ ستاره ها می ریزند ! از ابر زدی سنگ به شیشه ، باران بازی شده کار تو همیشه ، باران تصویرگر بغض سمج ، در دل ابر با ناز زدي به خاك و ریشه ، باران بهار را بریز . زمستان سالهاست ذوب مانده است ! خورشید رد می شود از خاکریز شکننده ی باد در تاریکی مطلقي كه ماه بر کجاوه ابر نشانده است . عقربک را گره می زنم به دقیقه های ناگزیري كه ستاره ها نشان مي دهند ! خورشید ترسش را می ریزد به پای کودکی ماه . رودخانه پُر از صبح است !
تقدیم به مردم مظلوم غزه : باران زده چشم آسمان می گرید با سنگ تو ابلیس جهان می گرید تنها شده ای شبیه یاران حسین (ع) بر حال تو صاحب الزمان (ع) می گرید
در همهمه ی چراغ های ناگاه دلشوره می افتد به تن آبی ماه خاموش کن این چراغها را تا باز مهتاب بتابد به تن خسته ی راه




| Design By : Night Skin |



