آخرین هوار
شعر
فریاد را از سکوت آموخته ام و اندیشه را از مداد کوچک شکسته ام. عشق را . . . . . . .؟! شانه های تو برای مهربانی مهیاست. خودت را یله کن ٬ تا باغ رنگین کمان در تو وا شود. نقابت را بردار. بگذار همه تورا بفهمند. تو ستاره ها را بیرحمانه در اتاقت قاب کرده ای! از نگاهت آموختم ـــ كه درد را بايد پلك زد نه گريه! در شهر خدا زمزمه از چاه مگیرید فریاد نخیل از شب بی راه مگیرید در وادی رنج و تعب و کوفی عصیان از دست یتیمان نگه شاه مگیرید تقدیم به ساحت مقدس علی بن ابیطالب (ع)
| Design By : Night Skin |


