آخرین هوار
شعر
در شمیم نگاهت پرسه میزنم و تمام تنم را آغشته به احساس مرطوبی می کنم که به ریشــه هایم پر دهنــد. اینک، پرنده ام ، پر از با لهــای تـو! هوا کمی بهار داشت. بویش را می شنیدم. حتا از پشت سیمهای خاردار، و دیوارها ، وسربازهای بی ژ۳ . محاصره سنگین است. دیوارها نخستین دشمنـنــد. تو بوی بهار نارنج را می شنوی ؟! خنده هایم را زیر دندان له میکنم، تا چشمانم خجالت نکشند! زهرا (س) ثمر حقیقت از در گیرد زینب (س) سخن شریعت از سر گیرد اینجا به هوا خواهی یاران حسین (ع) مهدی (عج) مدد از رهبر بی سر گیرد تابوت را رها كنيد! من، در جاي ديگري هستم.!
| Design By : Night Skin |


