آخرین هوار
شعر
خورشید رد می شود از خاکریز شکننده ی باد در تاریکی مطلقي كه ماه بر کجاوه ابر نشانده است . عقربک را گره می زنم به دقیقه های ناگزیري كه ستاره ها نشان مي دهند ! خورشید ترسش را می ریزد به پای کودکی ماه . رودخانه پُر از صبح است !
نوشته شده در 87/11/05ساعت
توسط امیر رضا رسولی جامع| |
| Design By : Night Skin |


